حجت اله کریمیان - وکیل پایه یک دادگستری

حجّت اله
کریمیان

حجّت اله
کریمیان

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای اصفهان
وکیل پایه یک دادگستری

مجتبی
محمدی

مجتبی
محمدی

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای مرکز
وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

راضـیه مصطفوی

قبول وکالت و مشاوره ترجیحاً در شیراز

راضـیه
مصطفوی

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای شیراز
وکیل پایه یک دادگستری

ناصـر
همتی

ناصـر
همتی

وکیل دادگستری تبریز
عضو کانون وکلای دادگستری
وکیل پایه یک دادگستری

محمـــد
همائی فر

محمـــد
همائی فر

وکیل دادگستری
عضو کانون وکلای خوزستان
وکیل پایه یک دادگستری

خالد
عزیزی

خالد
عزیزی

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای دادگستری
وکیل پایه یک دادگستری

مسعود
سلطانی

مسعود
سلطانی

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای خراسان
وکیل پایه یک دادگستری

بهشاد بهپوری

وکالت و مشاوره صرفاً در البرز و تهران

بهشاد
بهپوری

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای مرکز
وکیل پایه یک دادگستری

سیدحسن
موسوی

سیدحسن
موسوی

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای یزد
وکیل پایه یک دادگستری

مسعود
قـادری

مسعود
قـادری

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای اصفهان
وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

مرضـیـه توانــگـر

قبول وکالت و مشاوره ترجیحاً در تهران

مـرضیـــه
تـوانـــگـر

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای تهران
وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

معصــومه قِلـیــچ

قبول وکالت و مشاوره صرفا در استان یزد

معصـومه
قِلـیـــچ

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای یزد
وکیل پایه یک دادگستری و مشاور حقوقی

ســـرور
ثانی نژاد

ســـرور
ثانی نژاد

وکیل پایه یک دادگستری
عضو کانون وکلای تهران
×
نام وکیلشهرشماره همراهتلفن دفتروبسایت
حجت اله کریمیاناصفهان0913210017303132347458-59www.estifa.ir
مجتبی محمدیتهران0912609575009126095750mohammadilawyer.com
راضیه مصطفویشیراز0917702741907136287723ندارد
ناصر همتیتبریز0914234799404135556574ندارد
محمد همائی فراهواز0916313123006133333485ندارد
خالد عزیزیتهران0912025802409056290371ندارد
بهشاد بهپوریالبرز0912660409002634478639ندارد
مسعود سلطانیمشهد0915200776305138404116ندارد
سیدحسن موسوییزد0913258448709132584487ندارد
مسعود قادریاصفهان0913454519503132218793ندارد
معصومه قِلیچیزد0913452080003536228852ندارد
مرضیه توانگرتهران0912005422502188707695tavangarlawyer.com
سرور ثانی نژادتهران0912435741502122350512www.asalaw.co

بهترین وکیل مطالبه مهریه در اصفهان کیست؟

بهترین وکیل مطالبه مهریه در اصفهان کیست؟

مقدمه ای در خصوص مطالبه مهریه

در این مقاله سعی شده است تا توضیحاتی در خصوص مطالبه مهریه ارائه شود. در ابتدا به مطالبه مهریه در قانون پرداخته شده و در ادامه به سوالات مکرر در خصوص بهترین وکیل مطالبه مهریه در اصفهان می پردازیم تا وکیل خوب مطالبه مهریه به شما معرفی شود.

ضمنا پیشنهاد می شود اگر دنبال بهترین وکیل مطالبه مهریه در اصفهان هستید، ابتدا به یکی از وکلای متخصص در دعاوی مطالبه مهریه وکالت در مطالعه پرونده دهید و پس از آن نظر وکیل را در خصوص نقاط قوت و ضعف پرونده بپرسید.

مطالبه مهریه چیست؟

احکام مهریه در ازدواج دائم و موقت تا حدود زیادی مشترک و در برخی موارد مختلف است، که در جای خود بیان می شود، ولی جایگاه مهریه در آن‌ها تفاوت دارد. در واقع، ازدواج دائم می تواند بدون مهریه باشد، اما مهریه در ازدواج موقت جزو ارکان قرارداد است و ذکر آن الزامی است. بنابر ماده ی 1095 ق.م:

«در نکاح منقطع عدم ذکر مهر در عقد موجب بطلان است.»

در ازدواج دائم وضعیت حقوقی اصل ازدواج و مهریه از یکدیگر جداست و بطلان مهریه اثری در صحت ازدواج ندارد و حتی اگر برای تضمین تادیهی مهریه در قرارداد ازدواج شرط شود که در صورت عدم پرداخت مهریه در مدت مشخص ازدواج باطل است، چنین شرطی باطل، اما ازدواج صحیح می باشد. زن پس از ازدواج در صورت تعیین مهریه می تواند وصول آن را از شوهر مطالبه نماید.

در صورتی که شوهر به اختیار خود مهریه را پرداخت ننماید، زن می تواند برای مطالبه‌ی مهریه ی خود به دادگاه و یا دایره‌ی اجرای ادارهی ثبت اسناد و املاک مراجعه نماید. رسیدگی به دعوی مهریه در صلاحیت دادگاه خانواده است.

دادگاه خانواده ی صالح، دادگاه محل اقامت خوانده، و یا دادگاه محل انعقاد قرارداد است، و در صورتی که موضوع مهریه اموال غیر منقول باشد، دادگاه محل وقوع مال غیر منقول نیز صالح به رسیدگی است. در حالتی که طرفین یا یکی از آن‌ها مقیم خارج از کشور باشند، ماده ی 16 ق.ح.خ 1391 دادگاه صالح را تعیین نموده است.

در صورتی که دادگاه رای محکومیت شوهر به پرداخت مهریه را صادر کند، پس از قطعیت رای و صدور اجراییه، در صورت عدم پرداخت مهریه، زن می تواند در جهت وصول مهریهی خود، أموال شوهر را با رعایت مستثنیات دین توقیف نماید. هم چنین زن برای دریافت مهریه می تواند با در دست داشتن سند ازدواج که در آن مهریه قید شده است، به دایره ی اجرای اداره ثبت اسناد و املاک مراجعه نماید. چون سند ازدواج سند رسمی است، دایره ی اجرا به درخواست زن در جهت وصول مهریه، پس از صدور اجرائیه، اموال شوهر را با رعایت مستثنیات دین توقیف می کند.

مهریه عبارت از مالی است که به مناسبت ازدواج از سوی مرد به زن داده می‌شود و اعم از نقدی و غیر نقدی است، و نیز ممکن است به هنگام پیمان ازدواج به زن تملیک گردد و یا این که مرد تعهد پرداخت آن را در آینده به عهده گیرد.

مهریه با شیربها متفاوت است. «شیربها» در واقع وجهی بوده که از سوی پدر و مادر، پس از باز گرفتن کودک از شیر به دایه پرداخت می شده، ولی اکنون منظور از شیربها، مالی است که به هنگام ازدواج از سوی داماد به پدر و مادر عروس داده می شود. این فرهنگ در برخی از کشورهای همسایه وجود دارد و در نقاط کمی از ایران نیز مشاهده می گردد. بنابراین گیرندهی مهریه خود زن، ولی گیرندهی شیربها پدر و مادر زن است.

به مهریه در زبان فارسی «کابینه و در زبان عربی «مهر»، «فریضه»، «اجر» و «صداق» نیز گفته می‌شود. در قانون مدنی بیشتر از واژهی «مهر» استفاده شده ولی تعریفی از آن ارائه نشده است. در حقوق اسلامی، میزان مهریه هیچ حد و مرزی ندارد و می تواند کم یا زیاد باشد، و بسته به نظر زن و شوهر دارد، هم چنان که در ماده ی 1080 ق.م آمده است:

«تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است. البته مقدار مهریه همیشه با توافق مرد نیست و گاهی از سوی قانون گذار تعیین و مرد ملزم به دادن آن می شود، مانند مهرالمثل و مهرالمتعه. زن و مرد حق دارند در هنگام ازدواج و یا پس از آن، مقدار مهریه را با توافق معین سازند. پس از تعیین مهریه نیز، زن و شوهر می توانند تحت عنوان سایر عقود از قبیل صلح یا هبه، میزان مهریه را کاهش یا افزایش دهند. زن می تواند تمام یا قسمتی از مهریه را به شوهر هبه کند و یا ذمه ی او را اجرا نماید و شوهر نیز می تواند در قالب عقد صلح میزان مهریه را افزایش دهد.

انواع مهریه

مهریه انواع مختلفی دارد که از نظر ذکر یا عدم ذکر آن در قرارداد به سه نوع از مهر المسمی، مهرالمثل، مهرالمتعه، و از نظر قابلیت مطالبه ی آن به دو نوع مهریهی عندالاستطاعه و مهریهی عندالمطالبه تقسیم می شود، هم چنین مهریه ی دیگری نیز با عنوان مهرالسنه وجود دارد که با توجه به میزان آن نام گذاری شده است. در ادامه هر یک از آن‌ها را تعریف می کنیم.

مهرالمسمی

به مهریهای گویند که در قرارداد ازدواج و یا قرارداد دیگری میان طرفین از آن نام برده شده باشد، به عبارت دیگر، مهرالمسمی مهریه ای است که با طرفین بر آن توافق کرده، و یا با اذن طرفین شخص دیگری آن را تعیین کرده و دو حالت دارد؛ یا مهریه در قرارداد ازدواج آمده و یا این که مهریه در قرارداد ازدواج نیامده و حتی ممکن است عدم مهر شرط شده باشد، اما پس از آن در قرارداد دیگری بر آن توافق شده و نوع و میزان آن ذکر شده باشد.

مهرالمثل

به مهریه ای گفته می شود که در قرارداد ازدواج دائم نیامده، یا عدم مهر قید شده و به عبارت دیگر مهرالمسمی وجود ندارد و میان طرفین نزدیکی صورت پذیرد، در این صورت زن سزاوار مهریه ای است. که بدان «مهرالمثل» گفته می شود. در این باره در ماده ی 1087 ق.م آمده است:

«اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین، بین آن‌ها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.»

در تعیین میزان مهرالمثل تنها به صفات و وضعیت زن توجه می گردد. بنابر ماده ی 1091 ق.م: «برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.»

اگر در قرارداد ازدواج مهریه تعیین نشده باشد و اختیار تعیین آن به زن داده شود، در این صورت زن نمی تواند مهریه ای بیش از مهرالمثل تعیین نماید. مهرالمثل موضوع ماده ی 1087 در مورد ازدواج موقت مصداقی ندارد، چرا که تعیین مهریه در ازدواج موقت از ارکان این قرارداد است، پس نمی تواند ذکر نشود و یا عدم مهریه قید گردد. اما اگر ازدواج موقت به دلیلی باطل باشد و زن بدان آگاه نباشد، در صورت وقوع نزدیکی، مورد از موارد نزدیکی به شبهه محسوب شده و زن سزاوار مهرالمثل است. در این باره در ماده ی 1099 ق.م آمده است:

«در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی، زن مستحق مهرالمثل است.»

مهرالمتعه

وقتی که در قرارداد ازدواج مهریه مشخص نشده و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهریه، بخواهد زن خود را طلاق دهد، در این صورت وی موظف به پرداخت مهریه ای می شود که بدان «مهر المتعه» گویند. بر اساس ماده ی 1093 ق.م:

«هر گاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است….»

حکم این ماده در فقه امامیه برگرفته از آیه‌ی 236 سوره ی بقره است. هم چنین در خصوص نحوه ی محاسبه میزان مهرالمتعه، در ماده ی 1094 ق.م آمده است:

«برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود. بنابراین در مهرالمتعه بر خلاف مهرالمثل، میان زن و شوهر نزدیکی صورت نگرفته و در محاسبه ی آن تنها وضعیت اقتصادی شوهر مورد توجه قرار می‌گیرد. نکته این که مهرالمتعه هیچ مصداقی در ازدواج موقت ندارد، چرا که در صورت عدم تعیین مهریه در ازدواج موقت، این ازدواج باطل است.

مهریه عندالاستطاعه

گونه ای از مهرالمسمی است و به مهریهای گویند که هر گاه شوهر استطاعت و توانایی مالی ادای آن را داشته باشد، زن می تواند وصول مهریه را درخواست نماید، در غیر این صورت زن حق مطالبه ندارد و شرط «عندالاستطاعه» به عنوان صفت مهریه در قرارداد ذکر می گردد.

بنابراین در این گونه موارد، بار اثبات این که شوهر توانایی ادای دین یعنی مهریه را دارد، با زن است. نکته این که در بررسی توانایی شوهر به ادای «مهریه عندالاستطاعه» به مانند سایر دیون، مستثنیات دین مانند مسکن، اثاثیهی منزل، آذوقه، کتاب ها و وسایل علمی و تحقیقاتی و ابزار کار مورد نیاز شوهر، از سوی دادگاه مد نظر قرار می‌گیرد.

مهریه عندالمطالبه

از جمله ی مهرالمسمی است و به مهریهای گویند که نه گذشت زمانی برای مطالبه‌ی آن شرط است و نه تحقق شرطی، و فقط موکول به مطالبه ی زن می باشد؛ پس هر گاه زن وصول مهریه عندالمطالبه را درخواست نمود، شوهر ملزم به ادای آن است. در عمل معمولا تمام مهریه ها عندالمطالبه است مگر این که خلاف آن شرط شود، به عبارت دیگر هر گاه صفت «عندالاستطاعه» و یا شرط دیگری در مورد مهریه در قرارداد ذکر نشود، صرف نظر از این که صفت «عندالمطالبهه در مورد مهریه آمده یا نیامده باشد، آن مهریه عندالمطالبه تلقی می شود.

مهرالسنه

مهرالسنه نوعی از مهرالمسمی با میزان مشخص است، و به مهریه ی حضرت فاطمه (ع) گویند که مقدار آن عبارت بود از پانصد درهم که معادل است با 5/262 مثقال نقره.

شرایط مهریه

برای این که مهریه (مهر المسمى) صحیح تلقی شود، باید شرایطی را دارا باشد که برخی از مهم ترین آن‌ها در ادامه می آید.

الف س مهریه باید معلوم و مشخص باشد . در ماده‌ی 1079 ق.م آمده است:

«مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آن‌ها بشود معلوم باشد.»

هر چند مهریه از ارکان قرارداد ازدواج دائم نیست ولی اگر در قرارداد مهریه آورده شود، نظر به این که خود مهریه یک قرارداد مالی است، بنابراین تابع شرایط کلی قرارداد هاست و نباید مجهول باشد. ماده‌ی 216 ق.م در این باره مقرر می دارد: «مورد معامله باید مبهم نباشد مگر در موارد خاصه که علم اجمالی به آن کافی است. وقتی که دو ماده ی فوق را کنار یکدیگر قرار می دهیم به این نتیجه می رسیم که هر چند قانون گذار به دلیل غلبهی جنبه های عاطفی و غیر مالی قرارداد ازدواج، نخواسته مهریه را در ردیف دیگر قراردادهای مالی قرار دهد، ولی با توجه به ماده 1079، مشخصات مهریه باید طوری باشد که بتوان آن را تعیین نمود و جهالتی در این باره وجود نداشته باشد و در صورتی که زن مهریهی خود را مطالبه کرد بتوان مشخصات دقیق آن را تشخیص داد.

در نتیجه مهریه را باید از جمله مواردی دانست که در قسمت دوم ماده‌ی 216 بدان اشاره شده و علم اجمالی بدان کافیست، ولی باید قابلیت رفع جهالت در آن وجود داشته باشد. بسته به نوع و جنس موضوع مهریه، مشخصاتی که باید برای رفع جهالت ذکر شود، متفاوت است.

برای مثال اگر مردی خانه ای داشته باشد و بخواهد خانه ی خود را به فروش برساند؛ در قرارداد بیع مشخصات دقیق مبیع اعم از آدرس و متراژ آن ذکر می شود یا حداقل برای طرفین معلوم است، چرا که در صورت کم یا زیاد بودن مساحت آن، حق فسخ ایجاد می شود، ولی اگر بخواهد همین خانه را به عنوان مهریه ی زن خود قرار دهد، ذکر مشخصات کلی خانه، مانند این که بگوید «منزل خود واقع در فلان آدرس را به عنوان مهریه قرار میدهم»، کافی است. چرا که آن چه مورد نظر طرفین است قرار گرفتن خانه ی مذکور به عنوان مهریه است و تصورات ذهنی طرفین در خصوص مشخصات ملک برای رفع جهالت کافی است، هر چند که در لحظهی توافق، متراژ دقیق ملک را ندانند. در صورت مطالبه ی مهریه از سوی زن، دادگاه با یک استعلام از اداره ی ثبت اسناد و املاک می تواند مشخصات دقیق آن را تعیین نماید.

اما اگر مرد بگوید خانه ای را به عنوان مهریهی تو قرار میدهم و زن نیز قبول کند، هر چند توافق وجود دارد، نظر به این که قیمت، متراژ و دیگر مشخصات خانه ها با یکدیگر متفاوت است، نمی توان رفع جهالت نمود و بنابراین مهریه صحیح نیست و باطل است اما این بطلان تاثیری در صحت قرارداد ازدواج ندارد و مانند موردی است که مهریه ذکر نشده است و فقط یک تفاوت دارد و آن این است که اگر در قرارداد ازدواج، مهریه اصلا ذکر نشده باشد و و قبل از تعیین مهریه، میان طرفین نزدیکی صورت بگیرد، زن مستحق مهرالمثل است،اما اگر در قرارداد ازدواج مهریه ذکر شده (مهر المسمى) ولی مجهول، و در نتیجه باطل باشد، حتا اگر میان طرفین نزدیکی صورت نگرفته باشد، زن سزاوار مهرالمثل است. بر اساس ماده‌ی 1100 ق.م:

«در صورتی که مهر المسمى مجهول باشد… زن مستحق مهرالمثل خواهد بود…»

و همان گونه که گذشت در تعیین مهرالمثل نیز تنها به ویژگی های زن توجه می شود.

مهریه باید مالیت داشته باشد

در ماده ی 1078 ق.م آمده است:

«هر چیزی را که مالیت داشته و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد.»

مفاد این ماده از فقه امامیه گرفته شده است. در فقه نظر مشهور این است که میزان مهریه از نظر حداقل و و حداکثر محدودیتی ندارد، ولی حداقل آن باید آن گونه باشد که هم مالیت داشته و هم قابل تملک باشد. مالیت داشتن موضوع مهریه، بر اساس قواعد کلی معاملات است، طبق ماده‌ی 215 ق.م:

«مورد معامله باید مالیت داشته و متضمن منفعت عقلایی مشروع باشد. در نتیجه، برخی از مهریه های عجیب و غریب مانند اعضای بدن شوهر و یا وزن مشخصی از حشرات و..، که در بعضی از داستان های قدیمی از آن‌ها یاد می شود، به دلیل مالیت نداشتن، به کلی باطل است. بنابراین مهریه باید مالیت داشته باشد و چیزی که مالیت دارد اعم است از مال و عمل. مال عبارت است از چیزی که در جامعه خریدار داشته باشد و افراد حاضر باشند برای به دست آوردن آن پول بپردازند که خود به عین، منفعت و حق تقسیم می شود.

عین شامل عین معین (مانند یک دستگاه آپارتمان مشخص)، کلی در معین (مانند 100 کیلوگرم از یک تن گندم مشخص و کلی فی الذمه (مانند 120 عدد سکه ی بهار آزادی) می شود. مهریه می تواند منفعت باشد مانند منفعت استفاده از یک خودرو یا یک واحد مسکونی برای مدت یک سال، هم چنین ممکن است حق باشد مانند حق سرقفلی، حق انتفاع با سایر حقوقی که قابلیت ارزشیابی مالی را دارند.

اما همان گونه که گفته شد موضوع مهریه حتما لازم نیست که مال باشد، بلکه می تواند کار و یا عملی باشد که قابل ارزشیابی مالی است مانند سفر به یک مکان مشخص و یا حتا کشیدن یک تابلو نقاشی و… . علاوه بر مالیت داشتن، موضوع مهریسه باید قابل تملک باشد. مثلا اگر سکه طلا که مالیت دارد، در مکانی مانند کف دریا باشد که قابل دسترسی و تملک نیست، و هم چنین اراضی موقوفه را نمی توان به عنوان مهریه قرار داد، در غیر این صورت مهریه باطل است.

هم چنین بر اساس ماده‌ی 215 که در بالا آمد، موضوع مهریه باید علاوه بر مالیت داشتن، متضمن منفعت عقلایی و مشروع باشد. بنابراین هر گاه عملی عقلایی نباشد، و یا مال نامشروع باشد مانند مشروبات الکلی، هر چند کسانی حاضر باشند برای آن پول بپردازند، نمی توان آن‌ها را به عنوان مهریه تعیین کرد، وگرنه باطل است.

اختیار شوهر نسبت به موضوع مهریه

برای این که شوهر بتواند مالی را به عنوان مهریه قرار دهد، اگر آن مال عین معین یا کلی در معین باشد، باید نسبت به آن اختیار داشته باشد، این اختیار اعم است از مالکیت یا وکالت و یا اذن مالک، و در صورتی که کلی فی الذمه باشد، در تعهد شوهر و یا شخص مورد توافق طرفین قرار می‌گیرد. در صورتی که شوهر عین معین و یا کلی در معین را بدون اختیار قانونی به عنوان مهریه قرار دهد، مهریه تابع احکام معاملات فضولی قرار می‌گیرد، بنابراین در صورتی که مالک «اجازه» کند، این تنفیذ موجب صحت، و با رد مالک، مهریه باطل می شود. ماده‌ی 1100 ق.م در این باره مقرر می دارد: «در صورتی که مهرالمسمی… ملک غیر باشد… زن مستحق… مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر این که صاحب مال اجازه نماید.» در نتیجه، در صورت رد مالک و مطالبه ی مهریه از سوی زن، مرد باید مثل و یا قیمت عین مورد نظر را به عنوان مهریه به زن بدهد.

عیب و تلف موضوع مهریه

هر چند به مجرد بسته شدن قرارداد ازدواج، زن مالک مهریه می شود و می تواند هر نوع تصرفی را بخواهد در آن بکند، اما مسئولیت مرد تا زمانی که مهریه صحیح و سالم به زن تسلیم نشده، باقیست. به موجب ماده ی 1084 ق.م:

«هر گاه مهر، عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب و تلف است. اگر مهریه عین معین باشد و پس از قرارداد ازدواج مشخص شود که در زمان قرارداد معیوب بوده، مفاد ماده‌ی 422 ق.م حاکم است، یعنی زن می تواند قرارداد مهریه را فسخ کند و مثل یا قیمت آن را بگیرد و یا این که مهریه را با دریافت تفاوت قیمت سالم و معیوب (ارش) قبول نماید.

اما اگر این مهریه بعد از قرارداد ازدواج و قبل از تسلیم معیوب شود، نظر مشهور در فقه امامیه که به نظر، قانون مدنی نیز آن را پذیرفته، این است که زن مالک مهریه (عین معین) است، پس فقط می تواند از شوهر ارش بگیرد، چون شوهر بر مبنای قاعده ی «ضمان ید»، نسبت به عیبی که قبل از تسلیم پدید آید ضامن می باشد و نظر اقلیت این است که علاوه بر آن، زن اختیار فسخ قرارداد مهریه را نیز دارد.

اما در ازدواج موقت، هر گاه مهریه عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب شود، در هر دو مورد، زن تنها می تواند ارش بگیرد، چرا که مهریه از ارکان ازدواج موقت است و اختیار فسخ موجب بطلان آن می شود.

در صورتی که مهریه عین معین باشد و بعد از ازدواج و قبل از تسلیم به زن تلف شود شوهر ضامن است. اما این ضمان شوهر به چه معنی است؟ منظور ضمان بد است و یا ضمان معاوضی ؟ تفاوت اساسی این دو نوع ضمان، در انفساخ مهریه می باشد.

بر مبنای نظر فقهای عامه، ضمان شوهر نسبت به مهریه از زمره ی ضمان معاوضی است، و همان گونه که در بیع” مقرر شده، مهریه نیز منفسخ می شود و مانند این است که مهریه در قرارداد ذکر نشده، و در این صورت، پس از نزدیکی، زن سزاوار مهرالمثل می‌شود.

اما از نظر اکثر فقهای امامیه، زن مالک عین مهریه است و منظور از ضمان شوهر، ضمان پد یا على الید است، در نتیجه، مهریه باطل نیست و منفسخ نیز نمی شود، بلکه شوهر ضامن مثل یا قیمت مهریه می باشد، و هم چنین است موردی که مهریه عین معین باشد و پس از ازدواج معلوم گردد که قبل از تعیین آن، تلف شده و وجود خارجی نداشته است.

به نظر، قانون مدنی نیز با این دیدگاه همراه است. در ازدواج موقت نیز چنین است و در صورت تلف مهریه پیش از تسلیم و یا تلف قبل از قرارداد، شوهر «ضمان ید» دارد و ضامن مثل یا قیمت آن است.

مطالبه مهریه در قانون

 

معرفی وکیل مطالبه مهریه در اصفهان

در ادامه لیستی از وکلای پایه یک دادگستری که سابقه وکالت و دفاع در دعاوی مطالبه مهریه را داشته اند، آورده شده است. وکلای زیر ضمن تخصص در دعاوی مطالبه مهریه، بهترین دفاعیات را در محکمه از حقوق شما خواهند نمود: